علي اكبر محمودي دشتي

14

ادلهء اثبات دعوى ( فارسي )

القانون على وجود واقعة قانونية ترتبت آثارها " ( 1 ) . " ( اثبات ) عبارت است از اقامه دليل در برابر محكمه - به كيفيتى كه قانون معين كرده - بر وجود يك واقعه قانوني كه آثاري بر أو مترتب است " وشرح اين تعريف مستلزم بيان چهار مقدمه است : مقدمه أول : اثبات در باب قضا از جهاتى با اثبات به معناى عام فرق دارد ، زيرا : أولا - اثبات به معناى عام كلمه ، مقيد به امر خاصي نيست ، بلكه در هر علمي روش مشخص وخاصي براي اثبات وجود دارد ، مثلا : تاريخ نگار با روش معينى حقايق تاريخي را اثبات مىكند . ودر علوم تجربى نيز براي اثبات واقعيتها وقوانين طبيعت راهها وشيوه هاى ديگرى به كار مىبرند . فقيه نيز در استنباط حكم شرعي طريقه خاص خود را دنبال مىكند . اثبات در باب قضا هم كلى وعام نبوده بلكه محدود به راه هاى خاصي است . از اين رو قاضى نمىتواند به صرف شهادت يك فرد ، قضاوت نمايد - هر چند كه وى عادل باشد - بلكه أو مىتواند تنها با شهادت دو نفر يا اقرار يا ارائه يك سند ، حكم قضايى را صادر نمايد . در حالي كه در همين زمينه مىبينيم كه مجتهد مىتواند تنها با استناد به يك خبر واحد حكم شرعي را استنباط نموده وبپذيرد . ثانيا - قاضى پس از اثبات در محكمه ، موظف است كه طبق دليل اثباتى مقرر در قانون حكم نمايد وگرنه متخلف از قانون عدالت محسوب مىگردد واين بر خلاف اثبات در ساير موارد است زيرا : شخص مستنبط ملزم نيست به مؤداى أدله اثبات خود عمل نمايد .

--> ( 1 ) الوسيط 2 : 12 .